|
مردمان ده ما کات را می فهمند
|
شنبه ، شانزدهم تیر ماه یکهزارو سیصدو هشتادو شش
میدان بهارستان
خیابان جمهوری
سینما یی در پایتخت ایران.تهران بزرگ
ساعت کمی مانده به 11 صبح
در هوای داغ کارم تمام شد.و ساعتی به اندازه دیدن فیلمی و بهتر است بگویم فرار از گرما فرصت داشتم .سردر سینمایی و تجربه های قبلی به من می گفت که چه در انتظارم است.با این همه ترجیح دادم بلیط بخرم
فیلم قلقلک
بلیط 500 تومان
نیم نگاهی به ساعت کردم
4 دقیقه به 11
جلو باجه رفتم
بلیط فروش ، همان که در محوطه بیرون پرسه می زد
سلام ،فیلم شروع شده ؟
نه
یه بلیط به من بدین
500 تومن
بلیط فروش با دست اشاره کرد که منتظر بلیط نشوم چون نخواهد داد!
نمی خاد
وارد سینما شدم
وارد سالن شدم
مطابق همیشه و قبل از اینکه چشمانم به تاریکی عادت کند سالن را برانداز کردم
سالنی بزرگ با دو بالکن ، احتمالا دو آپارات وحدود 1000صندلی میخ دار با بویی شبیه توالتهای ترمینال ها و ...
به خودم عطر زدم
فایده ای نداشت
تحمل کردم تا عادی شد!
چند ردیف عقب تر آقا وخانمی مشغول بودند
فیلم قلقلک
حدود 10دقیقه بعد
آقا و خانم که گویا در سانس قبل هم بودند رفتند
من بودم و تجربه چند باره اکرانی خصوصی در سینمایی با حدود 1000 صندلی !
حدود 10 دقیقه بعد
کنترل چی، همان بلیط فروش
آقا شما این فیلم رو دیدی
نه
آگه دیدی ،می خام خاموش کنم
نه ،
من بلیط خریدم که فیلم ببینم
کنترل چی با عصبانیت
آقا شما این فیلم رو دیدی
نه
چون فقط شما هستی!
اگه دیدی میخام خاموش کنم.
فیلم قلقلک
حدود 10دقیقه بعد
آقا و خانم دیگری وارد سالن شدندو تقریبا جای همان آقا و خانم قبلی نشستند
آقا و خانم مشغول شدند
حدود 10 دقیقه بعد
کارگری از برادران افاغنه وارد شد و چند ردیف جلوتر از من نشست
حدود 10 دقیقه بعد
آقا و خانم رفتند
حدود 10 دقیقه بعد
کارگر رفت
فیلم تمام شد
در تمام طول تماشای فیلم درب گاراژ، بخوانید سالن باز بود!
در تمام طول تماشای فیلم اگر پشت سرت را نگاه می کردی ماشینها ،" راننده تاکسی" ها و عابران در تردد بودند!
در تمام طول تماشای فیلم" برادران لو میر" کاملا خط خطی شدند، در گور خود لرزیدند!
در تمام طول فیلم "چاپلین" خوشحال بود، صدا می رفت و می آمد !
در تمام طول فیلم کولرهای سالن نقش "صدای سر صحنه" را به خوبی بازی کردند!
در پایان فیلم کسی نبود که لامپها را روی" تیتراژ" روشن کند!
در پایان فیلم کسی نبود که پرده را روی" تیتراژ "ببندد!
از سالن نمایش بیرون آمدم
نظافتچی ، همان کنترل چی نظافت می کرد.
من "آپاراتچی" را ندیدم !
من کسی را پشت یخچال بزرگ گوشه سالن ندیدم !
من ندیدم
من ندیدم
من ندیدم
از" سینما" بیرون آمدم
حالم از قبل فیلم بهتر بود!
آخر من دو فیلم با یک بلیط دیده بودم!
.......................